آنچه که اگر ایرانی هستید باید بدانید
آیا ميدانيد: اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه چتر را اختراع كردند ايرانيان بودند (در نقشهای سنگی تخته جمشید بالای سر شاه چتر وجود دارد.).
آيا ميدانيد: اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا مي دانيد:نخستين سروده جهان متعلق به ايرانيان است.گاتاهاي زرتشت كه سروده هاي پند آموز زرتشت است به عنوان نخستين اشعار جهاني برگزيده شده است.در ايران پيش از اسلام موسيقي نقشي بسيار مهم در زندگي مردم ايران داشته به طوريكه در نبرد (ايسوس)و شكست داريوش سوم هخامنشي و آتش كشيده شدن ايران به دست اسكندر گجستك 320 نوازنده و موسيقيدان زن ايراني اسير وي شد . يا شاهنشاهي بهرام گور و آوردن دهها موسيقيدان و نوازنده از هند به ايران و پخش كردن آن افراد در شهرهاي ايران براي شاد كردن مردمان ايران. يا موسيقيدان مشهور شاهنشاه خسرو پرويز باربد_نكيسا و بامشاد . همه اين اصول به ريشه دين بهي (زرتشت) باز ميگشت كه فرمان به شاد بودن مردم داده بود. در كارنامه شاهنشاه اردشير بابكان در 1800 سال پيش اسامي سازهاي ايراني رايج در بين مردمان ايران به اين ترتيب امده است:عود معمولي (تار) رود هندي_بربط_چنگ_تبير(طنبور)_سه تار عود سه تار_زنگ_ناي_قره ني_سنتور_نقاره_طبل_تنبك_ سنج_چنگ بادي_شينك.
ولي پس از اسلام موسيقي و ساز و شادي حرام و گناه اعلام شد.
آيا مي دانيد :فيلسوف ايراني زرتشتي (ابن المقفع) توسط مسلمانان حاكم بر ايران تكه تكه شد.ابن المقفع نامش پيش از اينكه به ظاهر مسلمان شده باشد روزبه بوده است. ولي از شدت خفقان و فشار مذهبي اسلامي در آن دوران خود را به ظاهر مسلمان مي نامد ولي در باطن زرتشتي اصيل بود . نام پدرش دادويه بود و از شهر اردشير خوره (فيروز آباد كنوني ) بود. وي دانشمندي بزرگ بود كه كتابهاي كليله و دمنه__ سيرت انوشيروان __ خداي نامه__ كتب ارسطو و.... را به عربي و فارسي ترجمه نمود.مورخين گفته اند روزي او از كنار درب مهر (آتشكده اي)عبور ميكرد و به زبان بلند شعري خواند :اي خانه مهر گر شدم از تو برون__ با چشكي اشكبار و دلي پرخون__ سوگند به خاك درت اي درگه مهر__ تن بردم دل نهادم آنجا به درون. اين شعر وي را عده اي شنيدند و به خليفه تازي حاكم بر ايران خبرش را رساندند و وي دستور داد كه او را تكه تكه كنند و به اين صورت كه نخست دست اش را بريدند و سپس پاهايش را بريدند آنگاه دستهاي و پاهاي بريده را در جلوي ديدگان ابن المقفع در آتش انداختند و سوزاندند و سپس بدنش را با خنجري پاره پاره كردند. اين بزرگ مرد ايران در سال 143 هجري در سن 36 تكه تكه شد ولي خاطره اش هميشه جاويد است يادش گرامي باد.
من: محمّدعلی علمشاهی